خرید بک لینک

مردی دعوی دوستی مخلوقی کرد و ایشانرا مفارقتی بیفتاد و آن ساعه که از یکدیگر برمی‌گشتند. یک چشم این عاشق آب ریخت، و آن چشم دیگر نریخت، هشتاد و چهار سال برهم نهاد آن یک چشم و برنگرفت. گفت چشمی که بر فراق دوست نگرید عقوبت آن کم از این نشاید.

یک چشم من از فراق یارم بگریست/ و آن چشم دگر بخیل گشت و نگریست

چون روز وصال شد جزایش کردم/ کاری نگریستی و نباید نگریست

«کشف الاسرار و عدة الابرار (جلد اول)/ ابوالفضل رشیدالدین میبدی/ به سعی و اهتمام علی‌اصغر حکمت/ موسسه انتشارات امیرکبیر/ چاپ چهارم ۱۳۶۱/ صفحه ۲۵۴»

برچسب: نویسنده: سارا نیک‌فر تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 18:48

صفحه بندی